شاید این رسم روزگار باشد

می بینمت

با تظاهر ...

تظاهر به نبودن عشقی که شعله ور است

و احساسی که سرشار

همگان از  عشق  جامه اش را به تن دارند

ادعایی نیست.

همان رخت را هم  از تن بیرون می کنم که...

خاطرت آزرده نباشد.

شاید این نیز رسم روزگار است.

                                                          به رسم گندم با سلام

/ 7 نظر / 6 بازدید
محسنم

گویا اولین نفر شدم ! خبری ازت نبود ! آف رو دیدم و اومدم شاید واقعا رسم روزگار باشد این لباس رو کندنش کار هر کس نیست ! [گل]

محسنم

سلام دوباره گویا من تند تند آپ می کنم بازم گویا [نیشخند] [گل]

سحر

آخ یکی بود یکی نبود یه عاشقی بود که هنوز بهت می گفت دوستت داره آخ که دوستت داره هنوز سلام دوست من ... زیبا می نویسی ... قلمت پایدار [گل]