بلاتکلیف

هوا سر در گم است

گاهی آفتابی،گاهی ابری

خرمالو سر در گم است

گاهی گران،گاهی مفت

تکلیف همسایه بالایی معلوم است

هوای آفتابی و خرمالوی تازه

همسایه پائینی بلاتکلیف ست

قراردادش تمام شده باید خالی کند

سیگار هم بلاتکلیف است

نصفه خاموش شده

ایمان خود تکلیف است

و امشب نامرد مهم نیست

برود بمیرد

 

پاورقی با بلاتکلیفی

به پایت بیفتم کافیست؟

                                                          به رسم گندم با سلام

 

/ 10 نظر / 8 بازدید
وحید

اول اینکه سلام دوم اینکه اولش خوبه ها ولی به ایمان و نامرد که می رسه نامفهوم میشه. سوم اینکه روش جالبی برای روزنگاری داری رمزی با حال و با کمی احساس شوق و البته نفرت.[گل]

وحید

حالا که نظر قبلیم را دیدم هر دو نظر شبیه به هم بود البته من تقصیر ندارم نوشته های شما هم دنباله ی همدیگه س مگر اینکه فصل خرمالو تموم بشه.[چشمک]

علیرضا

سلام مرسی عزیزم امیدوارم بازم بتونیم با هم ارتباط برقرار کنیم شاد و سلامت باشید [گل][گل][گل][هورا]

یواشکی

کاش در ذهنمان همیشه خرمالو بود گس و گاهی شیرین ....سبزوگاهی نارنجی[لبخند] همسایه بالایی؟همسایه پایینی؟سیگار؟

یواشکی

خیلی عجیبو غریبی...چرا؟[سوال][سوال][سوال][سوال][سوال][سوال][سوال]

کوچه باغ

ندانم از من خسته دگر چه می خواهی ؟ دلم به غمزه ربودی دگر چه می خواهی ؟ به عمری از رخ خوب تو برده ام نظری کنون غرامت آن یک نظر چه می خواهی ؟ سلام دوست عزیز . ممنونم از لطف بی دریغ شما نسبت به کوچه باغ . موفق باشید . [گل][گل][گل]

نازنکن

سلام آشتی کردی؟ خوبه مطلبت را خوندم اما فکر کردم قهری گفتم چیزی نگم تا آتیشت بیوفته اما اون که زنده برام گفتی بیشتر بهم حال داد

الهه مهردل

دربازی دل نگاه من مست تو بود هربرگ دلم شکسته پابست توبود من شاه دلم را به زمین انداختم اما چه کنم که تک دل دست تو بود سلام دوست من دعوتتون می کنم به کلبه من هم سر بزنید خوشحال میشم منتظرم