لابد تقدیر این است

امروز آلاینده های هوا بیشتر از حد مجاز است

نفس عمیق می کشیم، جهت تعجیل در مردن

آخرین خرمالوی درخت هم افتاد

بهتر

همسایه بالایی سرما خورده

یالا دکتر خبر کنید

همسایه پائینی در حال پسا کردن گوشت قربانیست

خوش به حالش ، آبگوشت جمعه به راه است

سیگار را بدهید

طلبه ام برای پکی عمیق

مرد ناراحت است

روزگار سر به سرش گذاشته،لابد تقدیر این است

ایمان خوب است بد است چرت است مسخره است

شاید هم زیباست اگر جلوه اش در اشک های شبانگاهی باشد

۴٠ روز به زودی تمام می شود ، سجاده را آماده کنید

سجاده هم به کلیشه اضافه می شود.

یادمان رفت جگرش را کسی نبرد برای گربه همسایه بالایی است

 

پاورقی با بغض و گلایه از کسی فراتر از شهردار و پدرم

چرا باید نقشه را بر عکس بگیرم که خانه مان بالای نقشه باشد.مسئول سرنوشت من کیست؟

جهت یاد آوری برای تو هست همیشه و همیشه و همیشه

                                                             به رسم گندم با سلام

 

 

/ 3 نظر / 5 بازدید
نازنکن

سلام شاید تقدر چنین بود شاید ... مگه یه آدم چقدر زندگی می کنه؟

وحید

اول اینکه سلام دوم اینکه این جمله آخر ویران کننده بود. خیلی خیلی نمی تونم بگم ... سوم اینکه این نوشته ها تبلور نوشته های این چند هفته بود. شاید یک نتیجه گیری از روز های بی معنی بی مفهوم بی هدف بی سرانجام . چهارم اینکه چهل روز چیه؟ حیف خرمالو. یا گس یا لهیده. چرا سرنوشت این میوه اینطوریه؟